تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

بــِسْم ِاللْـہِ الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ

وَإِטּ یَڪُادُ الَّذِیـטּَڪَفَـرُو الَیُـزْلِقُـونَڪَ

بِـأَبْصَـارِ هِـمْ لَمَّـا سَمِعُـوا الـذِّڪْرَوَیَقُولُوטּَ

إِنَّـہُ لَمَجْنُـوטּُُ وَمَـا هُـوَ إِلَّـاذِڪْرٌ لِّلْعَـالَمِیـטּْ .

******************************
بـــــــــــــــــه نــــــــــــــــــآمــــــــــــــــــ
خـــــــــــــــــــــــــــودتـــــــــــــــــــــــ که
بزرگتــــــــــــــــــــــــــــرینـــــــــــــــــی...

نویسندگان
آخرین نظرات
  • 16 Khordad 96، 10:50 - ♪بانو هانیـ♪
    :))))

سوسک درکنارمن دعا میکرد

Sunday, 6 Tir 1395، 01:15 PM

شب قدر بود داشتم برای دل بی صآحآبم گریه میکردم نه بذار راستش را بگویم برای لغزش های دل نباید مرتکب می شد وشد می گریستم.... باتمام قلبم اشک می ریختم تا یارمهربانم را ببخشد .... ناگهان دیدم سوسکی درکنار من گریه میکند وروی دستم قدعلم کرده است... خدایا مهربانی ات تاکجا.

ناگفته نماند من ازترس او دیگر اشک نریختم... منتظرماندم تاازروی دستم برودکنار تااینکه ناپدید شد.

موافقین ۵ مخالفین ۰ 95/04/06
คຖē Şhērlฯ

نظرات  (۸)

06 Tir 95 ، 13:50 علیرضا امیدیان نسب
خخخخ نمیدونم بخندم یا گریه😀😞
06 Tir 95 ، 14:49 آقای سر به هوا ...
چه شب پر هیجانی :))
پاسخ:
اره هم ترسناک هم هیجانی
😂:))اخی
پاسخ:
داستان های دیگه  منو دیدی؟



08 Tir 95 ، 15:12 bahar ...
): خوش به حالت من نمیتونم اشک بریزم
پاسخ:
یعنی همیشه شادی
08 Tir 95 ، 16:57 طاهاعیان خوشمزه :)
:((
دیر شده یکم ولی بازم:
التماس دعا!!
08 Tir 95 ، 17:29 نارین هستم :)
وووییی :) سوسک :)
17 Tir 95 ، 19:21 S҉A҉H҉A҉R҉ ....
واااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییی:))))
پاسخ:
خیلی بد بود

21 Tir 95 ، 13:23 Lady cyan ※※
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
اخ
خخخخخخخخخخخخخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">