تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

بــِسْم ِاللْـہِ الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ

وَإِטּ یَڪُادُ الَّذِیـטּَڪَفَـرُو الَیُـزْلِقُـونَڪَ

بِـأَبْصَـارِ هِـمْ لَمَّـا سَمِعُـوا الـذِّڪْرَوَیَقُولُوטּَ

إِنَّـہُ لَمَجْنُـوטּُُ وَمَـا هُـوَ إِلَّـاذِڪْرٌ لِّلْعَـالَمِیـטּْ .

******************************
بـــــــــــــــــه نــــــــــــــــــآمــــــــــــــــــ
خـــــــــــــــــــــــــــودتـــــــــــــــــــــــ که
بزرگتــــــــــــــــــــــــــــرینـــــــــــــــــی...

نویسندگان
آخرین نظرات
  • 16 Khordad 96، 10:50 - ♪بانو هانیـ♪
    :))))

.o0×X×0o. روز مرگ آلود .o0×X×0o.

Tuesday, 26 Mordad 1395، 10:23 AM

 

آنکه چراغی برای خودروشن کند...

روزی که میخواست برود میگفت : حالا که من بودم و رساندمت اگر من نمیبودم و کلاست دیرمیشد چه کارمیکردی؟

من: خب قطعادیرمیشد و تیچرنمره کم میکرد (بااخمی که درچهره ام بود.) . دیگر خدافظی نکردم و دررابستم ورفتم.

وقتی از کلاس برگشتم دیدم که سرش شلوغ است و پروازش ساعت 4 است اما دوونیم به دنبالش می امدند تاباتشریفات (تمام وکمال ) ببرندَش.وقتی میخواست برود انگار همه ان بدخُلقی های من را فراموش کرده بود. فراموش کرده بودکه بی احترامی کرده بودم. میدانید ان مرد ، پدرم بود. دلش نمی ام حتی بخاطربدخلقی هایم مرا دعوا کند یاحتی چیزی بگوید. مسافرتش 5 روز طول کشید . روز 5 اُم همه چی رادوباره خراب کردم. گفته بود که چیزی نفروشم(هواپیمانگیرم)که دست کم 2850000 تومان ضرررکردیم . کم مانده بود سکته کنم. ساعت 4 برگشت . باخودش قوَتوُ اورده بود ازهمان هایی که من دوسداشتم وگفته بودم که بیاور . داشتیم غذامیخوردیم . خاله ام گفت : چراسایلنتی؟ من: گند خودرا زده ام. دیگر حرفی نیس که خواسته باشم بزنم. سفره راجمع کردیم . دانه های اشکم گوله گوله می افتادند.موضوع را با بغضی که در جسم و روحم بود توضیح دادم.  پدر : چراآخر گریه میکنی. این برایت تجربه میشود که حواست به همه چیز جمع باشد . توباید به حرف من گوش میکردی.فکرمیکنی که من نمیدانم که تومیتوانی . چرامیدانم. خوبش راهم میدانم.حالا اشکالی ندارد سه روز بکوب کارمیکنیم تا تمام ان ضرر را جبران کنیم. حالا اگر میخواهی تنها دخترمن باشی دیگر گریه نکن .چون من خیلی ناراحت میشوم.

بیشترافراد خانواده ام هم بخاطر من ناراحت بودن. خلاصه ان روز را باگریه ها و هق هق هایم براهالی خانه مان مرگ کردم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ 95/05/26
คຖē Şhērlฯ

مرگ الود

نظرات  (۱۶)

26 Mordad 95 ، 10:28 علیرضا امیدیان نسب
ببخشید یه سوال
این زندگیه خودتون بود یا یه داستان
پاسخ:
زندگی خودم.
26 Mordad 95 ، 10:54 Fatemeh .79
ان شاء الله حل میشه :)
پاسخ:
سرشکستگیش ازهمه بدتره
26 Mordad 95 ، 11:12 حامد عبدالهی
زندگی لحظه ای است
باور کنید فردا دنیا و زندگی تمام میشود...

قبول دارم آدم بدخلقی هاش بعضی اوقات دست خودش نیست اما میتونه با پیشگیری درستش کنه. اول صب با یاد خدا از خواب بیدار شدن و چه بسا نماز شب خوندن و کمی راز و نیاز با خدای خوبی ها، میتونه کمکت کنه درک کنی چقدر زندگی بهتر میشه اگه مهربونتر باشی و همین میشه منشا همه رفتارهای خوب

ممنون از حضورتون
پاسخ:
تااون موقع هیچ وقت بداخلاقی نکرده بودم که کردم . چون این لبتابه خراب بود نمیتونستم لیسِنینگ بنویسم . صب که پاشدم دیدم ععه درسته . تانوشتم وبخودم جنبیدم؛ دیر شد. 
کاش میتونستم یکم صبورترباشم.
26 Mordad 95 ، 13:34 آقای سر به هوا ...
همیشه همه چیز در یک لحظه اتفاق میافتد !
پاسخ:
من اصن همچین فکری رو نمیکردم.
26 Mordad 95 ، 13:35 نی لبک ...
این نیز بگذر...
اشتباهه دیگه...پیش میاد...برای همه...غصه نخور عزیزم...؛)
پاسخ:
کاش بیشتر حواسموجمع میکردم.
26 Mordad 95 ، 14:36 سیّد محمّد جعاوله
عالیست
26 Mordad 95 ، 18:15 دختر اسمانی
عکس چه قشنگ ):(:
پاسخ:
لُدف دَرِن
26 Mordad 95 ، 20:03 yasna sadat
بازم به مهربونيه بابا ها:(((
پاسخ:
آره واقعا. تاعمرداریم خدابرامون نگهشون داره
26 Mordad 95 ، 21:04 ♥سرباز شیعه♥
ممنون

لحظه اخر زندگی همه لحظه هارو نابود میکنه

پاسخ:
:(
27 Mordad 95 ، 15:20 سید مهدی سید مهدی
سلام
گذشته که گذشنه و غیر قابل بازگشت، باید مواظب بود آینده مثل گذشته نشه
پاسخ:
ممنون
27 Mordad 95 ، 18:16 hani jafari
اشتباهه
بالاخره برا همه پیش میاد
پاسخ:
:(
27 Mordad 95 ، 18:30 قطره گرافی ....
عرض سلام و ادب و احترام
به سایت قطره گرافی بپیوندید ( عکس نوشته های اختصاصی )

ghatrehGraphy.blog.ir
28 Mordad 95 ، 14:52 ماهیِ نفس کِش! :)
:(
29 Mordad 95 ، 16:24 خانــــAliـــوم ^_^
سلام آنه جان
با وب جدیدم دنبالت میکنم
خوشحال میشم دنبالم کنی ^_^
29 Mordad 95 ، 20:46 نسیم ...
بیخیال ناراحت نباش
01 Shahrivar 95 ، 07:44 مهدی ابوفاطمه
موفق و پیروز باشید
محبت پدر و نهایت مهربانی و عطوفت
کیست که درکش نکند و به آن پی نبرده باشد
اما
پدر واقعی و حقیقی که به خاطر وجودش وجودمان به وجود آمده است چطور؟
مهر و محبت پدر واقعی حضرت حجت ابن الحسن العسکری علیه السلام در نهایت درجه است
پاسخ:
:).
خداهیچ خونه ای رو بی پدر نذاره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">