تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

تلـᓘ شـכҐ ...

بــِسْم ِاللْـہِ الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ

وَإِטּ یَڪُادُ الَّذِیـטּَڪَفَـرُو الَیُـزْلِقُـونَڪَ

بِـأَبْصَـارِ هِـمْ لَمَّـا سَمِعُـوا الـذِّڪْرَوَیَقُولُوטּَ

إِنَّـہُ لَمَجْنُـوטּُُ وَمَـا هُـوَ إِلَّـاذِڪْرٌ لِّلْعَـالَمِیـטּْ .

******************************
بـــــــــــــــــه نــــــــــــــــــآمــــــــــــــــــ
خـــــــــــــــــــــــــــودتـــــــــــــــــــــــ که
بزرگتــــــــــــــــــــــــــــرینـــــــــــــــــی...

نویسندگان
آخرین نظرات
  • 16 Khordad 96، 10:50 - ♪بانو هانیـ♪
    :))))

۸۸ مطلب توسط «คຖē Şhērlฯ» ثبت شده است

مادرم بانوی صاحب نفسی است گاهی حرف هایش شیرین اما آتش زننده قلب است مثل اینکه میگوید: عمر دنیا در مقایسه با آخرت همچون ساعتی از یک روز است.انگار حرفهایش راجای دیگر شنیده ام و بااینکه مکرر به زبانش می آیند ؛ حقیقت زنده بودن آنها هرلحضه روشن و روشن تر میشود .

شب 21 رمضان که موصوف به شب قدر است ؛ کمی قبل از به سر گرفتن قرآن کریم،مادر به من میگوید : قرآن راباز کن و آیه اول رابخوان .تو بااینکار میتوانی بدانی که امشب ، خدا باتوجه حرف هایی دارد . خیلی میخواستم بدانم . به محض اینکه قرآن بدستم رسید پیام آیه را درتفسیر نور خواندم:

1-گرچه تلاش انسان لازمه بدست اوردن امکانات است اما همه آن از آن خداوند است.

2-دارایی ها و امکانات مادی به شرطی ارزشمند است در اختیار انسان صالح باشد وگرنه همان امکانات اسباب آزار و عذاب انسان میگردند.

و دانستم که همه امکانات و دارایی مایه رشد نیست.سوره احقاف آیه 26

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ 29 Khordad 96 ، 18:21
คຖē Şhērlฯ

امروز عصری مشهد خیلی خیلی گرم بود . اونقد گرم بود که فکرمیکردی جهنم واقعا اینطوریه ...

بخاطر همین سعی کردم دیگه اشتباهی نکنم تا گرفتار جهنم بشم؛ خدایا غلط کردم.

اومدم خونه مامانم میگفت علی ضیا تو برنامه فرمول یک ،

مهمان ویژه ای رو دعوت کرده بودن بنام آقای کمیل نظافتی.

به گفته ی مامانم ایشون برای یک بیمار کلیوی که بچه بوده و اوضاع خوبی نداشتن رو اهدا میکنه

و برای خوب شدن وضعیت زندگی اون بچه خونه و خیلی از دارایی های زندگی شو  به اون بچه میده.

+ برای سگ های بی پناه ، پناه داده...[متن اصلی خبر در لینک همراه میباشد] 

مامانم یه چیز دیگه هم گقت اونم اینه که بامحسن چاووشی که به گفته ی خودش باهم رفیق فابریکن ،

خیلی کارای خوبی انجام دادن... این نشون میده که چقدر دلاشون بزرگه ...

**خدایا به ماهم ، توفیق  کمک کردن به دیگران رو بده.

____

تودلم یه آشوبیه که نگین! امتحانات نهایی میخواد شروع بشه و من هرلحظه اظطرابم زیادتر میشه ولی من به خودم اینو اثبات کردم که اگه موشکافانه بشینم بخونم به آنچه که میخوام برسم... میرسم.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ 26 Ordibehesht 96 ، 19:56
คຖē Şhērlฯ

 

باغ ارم شیراز

دیگه اسم اون عکس اولیه رو هم میدونید!

بااینکه تاحالا شیراز نرفتم اما یه حسی بهم میگه باید هواش اونجا عالی باشه اونم تواین ماه!

خیلی دلم میخواد برم ولی حیف که امسال نهایی داریم و مهمترازشیراز امتحانای نهاییه!

اهنگ زیر رو هم تقدیم میکنم به همه کسایی که دلشون واسه شیراز لک زده!

 

 

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 02 Ordibehesht 96 ، 13:01
คຖē Şhērlฯ

خداراشاکرم به خاطر اینکه بعد از 10 سال بی مسافرتی ، رفتیم مسافرت.سال تحویل پیش خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها بودیم.

امسال اولین سالی بود که به این فکرمیکردم که امام زمانم ، سال تحویل کجاست... توحرم هرچی نگاه کردم ندیدمش....ولی کاش تنها نباشه.

این موسیقی زیبا تقدیم به شما!

راستی عیدتونم مبارک

 

 

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 07 Farvardin 96 ، 18:56
คຖē Şhērlฯ

تاحالا تجربه داشتن یه استخون اضافی توی دستتون رو داشتید؟

خیلی حس بدیه مخصوصا اینکه بری دکتذ و بگن که باید عمل بشی و ممکنه اعصاب دستت اسیب ببینه.

من الان تواون وضعیتم .... برام دعاکنید.

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ 19 Esfand 95 ، 10:41
คຖē Şhērlฯ

 

الهی 

راز دل باتوچه گویم که توخود راز دلی

دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی

۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ 11 Dey 95 ، 19:13
คຖē Şhērlฯ

توی این چند روزه که اخبار مراسم عزای حسینی رو توی زنجان  و قزوین نشون میداد خیلی هوس کردم که میون اون همه ادم مخلص باشم وباروضه های سنگینشون ، اشک بریزم. ازته دلم آرزو میکنم که توی یکی از مراسم هاشون شرکت کنم....

 

من و این مقتل ها

الحمدالله

 

۱۱ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ 23 Mehr 95 ، 13:02
คຖē Şhērlฯ

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش،

زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

دکتر علی شریعتی

۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ 16 Mehr 95 ، 17:49
คຖē Şhērlฯ

توی این عروسی ، پشت و روی همه معلوم شد.معلوم شد که کیا واقعا ادم رو ازته دلشون دوسدارن .«خیلی معدودا این آدما ، مثال اول و بارزش مامانمه که درهرحالتی منو دوسداره»... خداحفظش کنه... .

فقط میخواستم اول مهر رو به روایت یه دانش آموز روستایی توصیف کنم...

گردوهامون رو بادستایکوچیک و زبرمون جمع کردیم... دیگه رمقی نمونده بود... تازشم باید پوست اونارو در میاوردیم که اینطوری دستان کوچک و ظریف دخترانه مان سیاه میشد... و سرشار بودیم ازخستگی و کوفتگی.. کاش تمام بشود این روزها که مارااز پا می اندازد . ازطرفی خوشحال بودیم که با فروختن گردوها در لب جاده روستا به مردمی که دارند از شهر میایند تا هفته های اخر شهریور خود را سپری کنند ؛ پول کتاب مدرسه مان در آید.. راستی  یادم رفت بگویم که بیشتراوقات دفترهایمان کهنه بود یعنی اگر از سال پیش دفتری نصفه میماند، برگه ای سفیدش را مبکندیم و با نخ سوزن میدوختیم . کیفمان هم از به هم دوختن چندتا جوال ، درست میکردیم...

چقدردردناک بود وقتی که اول مهر به خوابگاه می رفتی ووجودمان سرشار از دلتنگی و تهی بود....یادش بخیرکه اگر دیر می رسیدیم معلم باخط کش فلزی لش مارا در سرمای زمستان تنبیه میکرد و دلمان برای ارامش می تپید... ارامشی که در انتطار ما بود. گاه شبها بخاطراین کابوس ها که هیچوقت تمامی نداشت؛ چشمانمان، خوابمان... گریه آلود میشد...ما بااین همه درد باز هم باشادی میخواندیم «باز آمد بوی ماه مدرسه، بوی شادی های راه مدرسه...ـ»

بوی ماه مدرسه...

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ 02 Mehr 95 ، 17:58
คຖē Şhērlฯ

سلام به همه ی بلاگی های عزیز . این چندروزی که نبودم. سرم شلوغ بود.(فاینال داشتم). قراره امروز بعدازظهر بریم شهرستان . سه شنبه عروسی داییمه و قراره تا اخرشهریور اونجا باشیم.

خداروشکرکه داییم داره عروسی اش رو میگیره . خیلی خوشحالم ، امیدوارم این خوشحالیم درطول سال تحصیلی متداوم باشه.

هفته ی آخر شهریورتون خوش!

خدایا شکرت

۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ 28 Shahrivar 95 ، 09:05
คຖē Şhērlฯ